توزیع زمانی تقاضا: پخش کردن سفرها در طول روز برای کاهش ترافیک ساعات اوج.
که هر سه هدف مستقیماً بر مصرف سوخت تأثیر میگذارند.
بخش چهارم؛ پنج ابزار TDM و تأثیر هر کدام بر مصرف سوخت
ابزار اول: قیمتگذاری تراکم (Congestion Pricing)
قیمتگذاری تراکم یعنی دریافت عوارض از خودروها برای ورود به مناطق پرتراکم شهر در ساعات اوج. این ابزار دو اثر مستقیم بر مصرف سوخت دارد: اول، تعداد خودروهای وارد شده به محدوده را کاهش میدهد؛ دوم، ترافیک را روانتر میکند و از مصرف اضافه سوخت در حالت توقف و حرکت جلوگیری میکند.
لندن با اجرای این سیاست در سال ۲۰۰۳، ترافیک مرکز شهر را ۳۰ درصد کاهش داد و مصرف سوخت در این محدوده بهطور متناسب کم شد. استکهلم نیز با قیمتگذاری تراکم، ترافیک را ۲۲ درصد کاهش داد و انتشار گازهای گلخانهای ۱۴ درصد کم شد.
ابزار دوم: پارکسوار (Park and Ride)
پارکسواریعنی ایجاد پارکینگهای بزرگ در ورودیهای شهر یا در نزدیکی ایستگاههای مترو، همراه با سرویس حملونقل عمومی مناسب به مرکز. رانندگان بخش اول مسیر را با خودروی شخصی و بخش دوم را با با مترو یا اتوبوس طی میکنند.
در ایران، این ابزار میتواند بهویژه در ورودیهای تهران بسیار مؤثر باشد، جایی که میلیونها نفر روزانه از شهرهای اطراف وارد میشوند.
ابزار سوم: انعطاف ساعت کاری و دورکاری
یکی از سادهترین و کمهزینهترین ابزارهای مدیریت تقاضای سفر است. اگر ساعت ورود کارمندان سازمانها از ۸ صبح به بازه ۷ تا ۱۰ صبح تغییر کند، ترافیک ساعت اوج بهطور چشمگیری کاهش مییابد. دورکاری حتی از این هم مؤثرتر است. هر روز دورکاری برای یک کارمند، یک سفر رفتوبرگشت و مصرف متوسط ۵ لیتر سوخت را حذف میکند.
ابزار چهارم: توسعه و ارتقای حملونقل عمومی
این ابزار در بلندمدت مؤثرترین راهکار است. هر مسافری که از مترو یا اتوبوس بهجای خودروی شخصی استفاده کند، مصرف سوخت سفر خود را به یکدهم کاهش میدهد.
یک محاسبه ساده: اگر روزانه ۵۰۰ هزار نفر از خودروی شخصی به مترو تهران منتقل شوند، با فرض سفر متوسط ۳۰ کیلومتری و مصرف ۸ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر، روزانه بیش از ۱.۲ میلیون لیتر بنزین صرفهجویی میشود.
ابزار پنجم: مدیریت هوشمند پارکینگ
قیمتگذاری درست پارکینگ، یکی از مؤثرترین ابزارهای مدیریت تقاضای سفر است که در ایران تقریباً نادیده گرفته شده. وقتی پارکینگ ارزان یا رایگان است، انگیزهای برای ترک خودروی شخصی وجود ندارد. شهرهایی که قیمت پارکینگ را با تقاضا تنظیم میکنند، کاهش چشمگیری در استفاده از خودروی شخصی تجربه کردهاند.
بخش پنجم؛ تجربه جهانی، کشورهایی که این مسیر را رفتند
هلند: با ترکیب قیمتگذاری تراکم، توسعه مسیرهای دوچرخه و حملونقل عمومی کارآمد، سهم خودروی شخصی در سفرهای شهری را به زیر ۴۵ درصد رساند. مصرف سوخت سرانه این کشور یکی از پایینترینها در اروپا است.
سنگاپور: پیشگام قیمتگذاری تراکم در جهان. این کشور از دهه ۱۹۷۰ سیستم کنترل ورود خودرو را اجرا کرد و امروز یکی از روانترین شبکههای ترافیکی آسیا را دارد. مصرف سوخت به ازای هر کیلومتر جاده در سنگاپور از اکثر کشورهای آسیایی پایینتر است.
ژاپن: با ترکیب حملونقل ریلی بسیار کارآمد و قیمتگذاری بالای پارکینگ، بیش از ۷۰ درصد سفرهای شهری را از خودروی شخصی به حملونقل عمومی منتقل کرده — با وجود اینکه یکی از بزرگترین صنایع خودروسازی جهان را دارد.
برزیل (کوریتیبا): با بودجه محدود و بدون مترو، شهر کوریتیبا با طراحی هوشمند سیستم اتوبوس سریع و مدیریت تقاضای سفر، مصرف سوخت سرانه را بهطور قابل توجهی پایینتر از میانگین برزیل نگه داشت.
بخش ششم؛ ایران کجا ایستاده و از کجا باید شروع کند؟
واقعیت ایران این است که اکثر ابزارهای مدیریت تقاضای سفر یا اجرا نشدهاند یا بهشکل ناقص اجرا شدهاند. طرح ترافیک تهران تنها نمونه جدی مدیریت تقاضا در ایران است، اما این طرح با هدف کاهش آلودگی هوا طراحی شده، نه کاهش مصرف سوخت و محدوده آن بسیار کوچک است.
سه گام اولیه که ایران میتواند همین امروز بردارد: